توی نقاشی شاگال

توی نقاشی شاگال      سوار یک خروس خوشگل شدم

نوکش را بوسیدم      گردنش را چسبیدم عاشقانه      و رکاب زدم

توی راه      سرش گرم تماشای کفش های زنانه

قوقولی قوقو با لحن آصف برخیا

خواندنِ عجایب النسا

قلاده را در آوردم

حساس بود     روی طعمِِ کنجد و نبات

تفاوت سعد و نحس     قورباغه ها

با دیس پلو      بحث فلسفی میکرد

تمام زن ها یک مار درازند     در مضرب چهار

لیله محتاله اند     ماسه های گرمند

به به و شاخه شاخه      درخت بادامند

 

توی بال چپش     سوزن زدم

هی! تندتر

تاجش را چرخاندم      روشن نشد

پرو پتش را کندم     بی فایده

خروس سر به هوا خون خورده و ملنگ     چشمش به دکه های خنزر پنزری

 

شدم نقش هر دو

سوار و مرکب     استکان و نعلبکی     نارنج و ترنج

دورم تمام و نوبت نبود      باید فرز     پیچ اولین بهار پیاده میشدم

ای غنچه را  خون در جگر از لعل رنگ آمیز تو

ای غنچه را  خون در جگر از لعل رنگ آمیز تو

عشاق را جان در خطر از صلح جنگ آمیز تو

 

رویت مه ناکاسته،خط سبزه نوخاسته

شکل غریب آراسته،نقاش رنگ آمیز تو

 

گفتی گل وصلی دهم،خاری ندیدم از تو هم

ای دور از آیین کرم،لطف درنگ آمیز تو

 

گاهی زنی سنگ جفا،گه طعن و دشنام از قفا

باد است و گل دیوانه را دشنام سنگ آمیز تو

 

شاهی برو زین آستان،از در چو راندت دلستان

خود عار می دارد جهان از نام ننگ آمیز تو

ای غنچه را  خون در جگر از لعل رنگ آمیز تو

ای غنچه را  خون در جگر از لعل رنگ آمیز تو

عشاق را جان در خطر از صلح جنگ آمیز تو

 

رویت مه ناکاسته،خط سبزه نوخاسته

شکل غریب آراسته،نقاش رنگ آمیز تو

 

گفتی گل وصلی دهم،خاری ندیدم از تو هم

ای دور از آیین کرم،لطف درنگ آمیز تو

 

گاهی زنی سنگ جفا،گه طعن و دشنام از قفا

باد است و گل دیوانه را دشنام سنگ آمیز تو

 

شاهی برو زین آستان،از در چو راندت دلستان

خود عار می دارد جهان از نام ننگ آمیز تو