توی نقاشی شاگال
نوکش را بوسیدم گردنش را چسبیدم عاشقانه و رکاب زدم
توی راه سرش گرم تماشای کفش های زنانه
قوقولی قوقو با لحن آصف برخیا
خواندنِ عجایب النسا
قلاده را در آوردم
حساس بود روی طعمِِ کنجد و نبات
تفاوت سعد و نحس قورباغه ها
با دیس پلو بحث فلسفی میکرد
تمام زن ها یک مار درازند در مضرب چهار
لیله محتاله اند ماسه های گرمند
به به و شاخه شاخه درخت بادامند
توی بال چپش سوزن زدم
هی! تندتر
تاجش را چرخاندم روشن نشد
پرو پتش را کندم بی فایده
خروس سر به هوا خون خورده و ملنگ چشمش به دکه های خنزر پنزری
شدم نقش هر دو
سوار و مرکب استکان و نعلبکی نارنج و ترنج
دورم تمام و نوبت نبود باید فرز پیچ اولین بهار پیاده میشدم